حیدرلو

لغت نامه دهخدا

حیدرلو. [ ح َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔشهرستان ارومیه. در ده هزارگزی باختر شوسه ارومیه بمهاباد، دارای 129 تن سکنه. محصولاتش غلات، توتون و انگور است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بار اندوز چای بخش حوم. شهرستان رضائیه.

جمله سازی با حیدرلو

💡 تیره‌های اولاد، قاسملو، عراقی، ظهرابلو، حیدرلو، سلطانلو، قلدر، آغاجری، کلبعلی و قزل بیگلو از جمله ساکنان این روستا می‌باشند.

💡 حیدرلو (ارومیه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 بنکوی حیدرلو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است.

💡 کُردهای ماکو و خوی: ایل میلان، شیخکانلو، بلخکانلو، ایل جلالی، حیدرلو، و طایفه‌های ایل شکاک در سلماس و غرب ارومیه (مامدی، عبدویی، اطمانی، ایوری بیگ‌زاده، کردهای منطقه مرگور و ترگور ایل هرکی و…)