حواز

لغت نامه دهخدا

حواز. [ ح َوْ وا ] ( ع ص ) مبالغه حائز. ( از اقرب الموارد ). گردآرنده دلها و غالب شونده بر آن. اغواکننده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
- حوازالقلوب؛ گرداننده دلها و غالب شونده بر آن که ارتکاب نامرضیات بسبب آن شود و روایت شده حواز جمع حازه است و هی الامور التی تحزفی القلوب و تحک و تؤثر و تتخالج فیها ان تکون معاصی لفقدالطمأنینة الیها. ( از منتهی الارب ).
حواز. [ ح ُوْ وا ] ( ع اِ ) گوگالهای کلان. ( از منتهی الارب ). الجبعلان الکبار. ( از اقرب الموارد ).
حواز. [ ح َ وازز ] ( ع اِ ) ج ِ حازّة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به حازة شود.

جمله سازی با حواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اولین تغییر کابینه در دسامبر اتفاق افتاد، زمانی که احمد سعید حواز، وزیر دفاع، و موسی احمد، وزیر کشور، به اتهام برنامه‌ریزی برای کودتا دستگیر شدند. در کابینه جدید، قذافی سمت خود را به عنوان رئیس شورای فرماندهی انقلاب حفظ کرد و نخست‌وزیر و فرمانده عالی نیروهای مسلح شد. در حالی که سرگرد عبدالسلام جلود مرد دوم جمهوری پس از قذافی شد، معاون نخست‌وزیر و وزیر کشور شد و سروان ابوبکر یونس وزیر دفاع شد. شورای انقلاب. دومین تلاش برای کودتا در ژوئیه ۱۹۷۰ رخ داد، زمانی که عبدالله عبید السنوسی و احمد السنوسی، پسرعموهای پادشاه ادریس، به سازماندهی کودتا متهم شدند. پس از خنثی شدن توطئه کودتا، افسران آزاد برای اولین بار از زمان اعلام جمهوری، اکثریت را در میان وزرای جدید تشکیل دادند.

مشیت یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز