حشینه

مترادف‌ها

انبار، مخزن، ذخیره

لغت نامه دهخدا

حشینه. [ ح َن َ ] ( ع اِ ) نوعی ماهی خرد شبیه به ساردنی که در جنوب ایران معروف و مأکول میباشد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نوعی ماهی خرد شبیه به ساردنی که در جنوب ایران معروف و ماکول می باشد

جمله سازی با حشینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نامهای مورد استفاده در جنوب ایران : گورخ، مومغ، حشینه

💡 نامهای مورد استفاده در جنوب ایران: حشینه، مومغ، ساردین

💡 نامهای مورد استفاده در جنوب ایران : مومغ باریک، عومه، حشینه

💡 نامهای مورد استفاده در جنوب ایران : عومه، حشینه، مومغ

💡 در جنوب ایران به این ماهی، عومه، حشینه، مومغ، و گورخ می‌گویند.

💡 او در حشینه تاریک اتاق، در میان کتاب‌های قدیمی و غبارآلود، ساعت‌ها به مطالعه و تأمل در مفاهیم پیچیده فلسفی می‌پرداخت.

💡 معمار با دقت و ظرافت بسیار زیادی، حشینه کوچکی را در گوشه ساختمان طراحی کرد تا فضایی دنج برای استراحت فراهم شود.

💡 در آن حشینه دنج و خلوت، شاعر با آرامش تمام به نوشتن اشعار عاشقانه و توصیف زیبایی‌های طبیعت مشغول بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران