سبیتی

لغت نامه دهخدا

سبیتی. [ س ُ ب َ ] ( اِخ ) نام طائفه ای در نجف.
سبیتی. [ س ِ ب َ ] ( اِ ) نوعی ماهی بسیار بزرگ در خلیج فارس. ( یادداشت بخط مؤلف ).

جمله سازی با سبیتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نظر باستان‌شناسی، شواهدی از تعمیرات در معبد نبو پس از سال ۶۱۲ پ. م و استفاده مداوم از کاخ سناخریب وجود دارد. شواهدی از فرقه‌های متبرک هلنیستی وجود دارد. مجسمه‌ای از هرمس و کتیبه‌ای یونانی متصل به زیارتگاهی از سبیتی پیدا شده‌است. همچنین مجسمه‌ای از هرکول مربوط به قرن دوم میلادی نیز پیدا شده‌است. کتابخانه آشوربانیپال ممکن است تا حدود زمان اسکندر مقدونی هنوز مورد استفاده بوده باشد.

💡 برخی از ماهی‌هایی که در بندر کنگان صید می‌شده‌اند عبارت‌اند از: عراضی، سبیتی، بتح، مفچیچ، سرخو، هامور، دوال، ینیس، یلی، متو، حشینه، کاهو، نی‌سر و پس‌کر، کوسه، شیر، دارو، ویر، حلوا، خارو، سچل، زبیدی، راشگو، صافی، هاگول، هاسون و… صید ماهی در قدیم به روش‌های گوناگونی بوده و از آن رسته صید به‌روش جل یا تور عامله یا گرگور و گاهی نیز با قلاب ماهی‌گیری انجام می‌پذیرفته‌است، امروزه روش‌های صید جهانی جایگزین برخی از این صیدها شده‌است اما در بندرکنگان کمابیش صیدماهی به‌روش‌های سنتی انجام می‌گیرد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز