لغت نامه دهخدا
بساریه.[ ] ( اِ ) ابساریه. ماهی خرد. ماهی کوچک. ریزه ماهی. ( دزی ج 1 ص 2، 82: ابساریه، بساریه و بسّا. رجوع به بساریا و ابساریه شود.
بساریه.[ ] ( اِ ) ابساریه. ماهی خرد. ماهی کوچک. ریزه ماهی. ( دزی ج 1 ص 2، 82: ابساریه، بساریه و بسّا. رجوع به بساریا و ابساریه شود.