لغت نامه دهخدا
حسول. [ ح ُ ]( ع اِ ) ج ِ حِسْل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ).
حسول. [ ح ُ ]( ع اِ ) ج ِ حِسْل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رساله فی تفضیل الاتراک علی سائر الاجناد و مناقب الحضرت العلیه السلطانیه کتابی است که در قرن پنجم ه.ق توسط ابن حسول ابوالعلا نگارش یافتهاست. او از خدمتگزاران طغرل بیک بود و در این اثر مطالبی دربارهٔ دوران آغازین سلجوقیان بیان داشتهاست و همچنین دارای نظرات مهمی دربارهٔ ترکان است.