لغت نامه دهخدا
لایتخلف. [ ی َ ت َ خ َل ْ ل َ ] ( ع ص مرکب ) ( از: لا + یتخلف ) تَخَلﱡف ناپذیر.
لایتخلف. [ ی َ ت َ خ َل ْ ل َ ] ( ع ص مرکب ) ( از: لا + یتخلف ) تَخَلﱡف ناپذیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلسفههای ماتریالیستی چارهای ندارند جز اینکه حسی محض باشند، و اگر حسی محض باشند چارهای ندارند جز اینکه تمام اندیشهها را محصول عوامل خاص بیرونی بدانند، و بنابراین برای تفکر اصول مسلم و قطعی و اولیه لایتخلف قائل نیستند؛ یعنی همه حرفها و شاخهها که ما میگوییم، بر این پایههای بیاعتبار گذاشته شدهاست، پس فلسفههایی که هم به فطری نبودن اصول اولیه تفکر قائلاند و هم میخواهند بگویند ما به یک فلسفه مثلاً ماتریالیسم دیالکتیک قائل هستیم و جهان جز ماده چیزی نیست، خود همین نیز فکری است که هیچ اعتباری ندارد …، زیرا این مبنایی که برایش ساختهاید مبنا نیست؛ یعنی تو در حکم همان شخصی هستی که روی شاخه درخت نشسته و [شاخه درخت] زیر پای خود را میبُرد.