حدره

لغت نامه دهخدا

( حدرة ) حدرة. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ ) کثرت و اجتماع. || گله شتران تا سی عدد. ( منتهی الارب ).
حدرة. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) ریشی که درون پلک چشم برآید. || ( ص ) در صفت چشم، چشمی کلان یا پرگوشت و صلب و یا تیزنظر. ( منتهی الارب ).
حدرة. [ ح َ دُرْ رَ ] ( اِخ ) حدرو. نام رودی که از میان غرناطه جاری است.

فرهنگ فارسی

نام رودی است که از میان غرناطه جاریست

جمله سازی با حدره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد موسی به شهی نامزد از خیل رسل کوفت در گنبد سن حدره به اعزاز دهل

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز