جوکندان
لغت نامه دهخدا
جوکندان. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 2234 تن سکنه. آب آن از چشمه مرکزی و چشمه های دیگر. محصول غلات، برنج، لبنیات،عسل، سیب و گیلاس. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جوکندان. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان گرگانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان طوالش دارای 932 تن سکنه. آب آن از رودخانه گرگانرود و چشمه. محصول آن برنج، به، گیلاس، پرتقال. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
جمله سازی با جوکندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان ساحلی جوکندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۱٬۶۵۸ نفر (۴۴۲خانوار) بودهاست.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان ساحلی جوکندان برابر با ۸٬۰۹۷ نفر بوده است.
💡 این روستا در دهستان ساحلی جوکندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۴۷ نفر (۱۹۳خانوار) بودهاست.
💡 توسکا گونهٔ ای غالب درختان جوکندان است که در سه دهه قبل یکسره قطع شدند و امروز آثار کندهای در تالاب بچشم میخورد.
💡 دیزگاه محله، روستایی در دهستان نیلرود بخش جوکندان شهرستان تالش در استان گیلان ایران است.
💡 این روستا در دهستان ساحلی جوکندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۲۳ نفر (۱۵۱خانوار) بودهاست.