لغت نامه دهخدا
جواهرخانه. [ ج َ هَِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه جواهر. گنجینه جواهر. گنجینه. گنج:
شد از طَرْف جواهرخانه خویش
چو شمع افروخت از پروانه خویش.نظامی.
جواهرخانه. [ ج َ هَِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه جواهر. گنجینه جواهر. گنجینه. گنج:
شد از طَرْف جواهرخانه خویش
چو شمع افروخت از پروانه خویش.نظامی.
خانه جواهر گنجینه جواهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دُر فروشان جواهر خانه ی امید را مهر حرمان بر در درج تمنّا می زنند
💡 بیا تا در جواهر خانه و گنج ببینیم آنچه از خاطر برد رنج