لغت نامه دهخدا
جنگ و گریز. [ ج َ گ ُ گ ُ ] ( اِ مرکب ) کر و فر.
جنگ و گریز. [ ج َ گ ُ گ ُ ] ( اِ مرکب ) کر و فر.
کر و فر
💡 تعداد ارتش ایران به فرماندهی سورنا ده هزار و تعداد افراد سپاه روم ۴۲ هزار نفر بود. استراتژی اصلی ارتش ایران در این نبرد، تیراندازی و جنگ و گریز بود درحالیکه سپاه روم تحرک خاصی نداشت و تنها حالت دفاعی به خود گرفته بود.
💡 نمادهای بهاری شاید بیش از همه به شاعران «آرمانگرا» یاری رساندند. برخی از این آرمانگرایان که بیشتر به گروههای چپ وابسته بودند، در جنگ و گریز با سانسور، این توانایی را یافتند که «ممنوعه»ها را در لابلای نمادهای بهاری پنهان کنند.
💡 سرانجام خواجه قشیری در سبزوار با قضاوت قاضی شارع و دستور ارغونشاه سر از بدنش جدا میشود و شیخ حسن جوری نیز پس از مدتی جنگ و گریز دستگیر و با وساطت قاضی شارع از اعدام رهایی و تبعید میگردد.
💡 آنتوان در خارج از شهر با دستههای ارتش ایران مواجه شد که به طور دائم به صورت جنگ و گریز به سپاه روم حمله میکردند. حتی نظامیهای شهر فراد نیز از شهر خارج شده و به ارتش روم حمله میکردند.