جنگ زرگری
مترادفها
خودنمایی، نمایش
متضادها
صداقت، بیریا، صراحت
لغت نامه دهخدا
جنگ زرگری. [ ج َ گ ِ زَ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از جنگ ساختگی باشد. ( برهان ). جنگ دروغی با کسی برای فریفتن دیگران. ( فرهنگ فارسی معین ). جنگ مصلحتی بدون کینه برای فریب دادن شخص دیگر. ( ناظم الاطباء ).
- امثال:
جنگ زرگری میانجی نخواهد.
فرهنگ فارسی
کنایه از جنگ ساختگی باشد. جنگ دروغی با کسی برای فریفتن دیگران.
جمله سازی با جنگ زرگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسی به اهل جهان جنگ زرگری کردیم ندیده ایم دلی از خیال زر خالص
💡 مرا هر لحظه با تیر تو جنگ زرگری باشد چو بیئم نوک آن پیکان به خون دیگری رنگین
💡 جنگ زرگری کنایه از مخالفت و جنگی ساختگی و ظاهری و جدال و نزاعی دروغین است که میان دو یا چند تن برای فریفتن شخص سوم یا دیگران درمیگیرد. جنگ زرگری پایه و اساسی جز فریب و زیادهطلبی ندارد، در واقع دونفری که به نظر دشمن میآیند یک هدف مشترک دارند و جهت پیشبرد آن جنگ زرگری میکنند.