حسین فنائی
لغت نامه دهخدا
حسین فنائی. [ ح ُ س َ ن ِ ف َ ] ( اِخ ) ابن شهاب الدین کازرگاهی هروی که در 874 هَ. ق. متولد شده. ملقب به کمال الدین بود و در دربار میرزا حسین بایقرا میزیست و کتاب «مجالس العشاق » را او در 908 هَ. ق. تألیف کرد و به نام حسین بایقرا نمود و در 1892 و 1894 م. به نام وی در هند چاپ شد. ( ذریعه ج 9 ص 848 ) ( از سعدی تا جامی ). خوندمیر گوید: امیرکمال الدین حسین پسر شهاب الدین اسماعیل طبسی الاصل است و مادرش از سادات نیشابور بود. به فنون و علوم متداول آشنا بود و شعر نیز میسرود. در زمان سلطان یعقوب ترکمان به تبریز شدو به هرات بازگشت و بتولیت مقبره خواجه عبداﷲ انصاری گمارده و در 904 هَ. ق. به صدارت حسین بایقرا منصوب شد و صاحب معروف به کبودجامه در این باره گفت:
ای صدر قریشی لقب عالی قدر
تاریخ صدرات تو شد «صدر قریش ».
سپس خوندمیر تألیف دو کتاب «شرح منازل السائرین » و «مجالس العشاق » را به وی نسبت داده است. رجوع به رجال حبیب السیر ص 146 شود.
فرهنگ فارسی
ابن شهاب الدین کازر گاهی هروی ملقب به کمال الدین بود و در دربار میرزا حسین بایقرا میزیست و کتاب مجالس العشاق را تالیف کرد
جمله سازی با حسین فنائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این نقش فنائی این زمان تو گذشته از همه کون و مکان تو
💡 فنائی در بقائی باز بینی یقین انجام با آغاز بینی
💡 ما ز ما فانی شده باقی به او این فنائی و بقائی دیگر است
💡 از آنجا هم کشیدیدنش که برخیز یکی خاک فنائی جو بسر ریز
💡 نه بی او جایز آن را خود فنائی نه بی او هیچ ممکن را بقائی
💡 جهان خواهد بقای دولت تو بدان تا مرو را ناید فنائی