جستنی

لغت نامه دهخدا

جستنی. [ ج ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) لایق جستجو. آنکه یا آنچه شایسته طلب و جستجو باشد:
نظر در جستنی های نهان کرد
حساب نیک و بدهای جهان کرد.نظامی.

جمله سازی با جستنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو جستنی کسی با کسی گفتگوی به چیزی که سوگند بودی بدوی

💡 جان از غم دوست رستنی نیست زین دام هلاک جستنی نیست

💡 یکی جستنی کرد همچون پلنگ به کشتی قلوش درافکند چنگ

💡 نظر در جستنی‌های نهان کرد حساب نیک‌وبدهای جهان کرد

💡 چه شخص است آن براق خواجه یارب کز او هر جستنی برقی است هایل

💡 ز هر طعمه‌ای کان بود جستنی طعامی ندارند جز رستنی

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز