لغت نامه دهخدا
جزوات. [ ج ُ زَ ] ( اِ ) ج ِ جزوه، یعنی دفتر. رساله.
جزوات. [ ج ُ زَ ] ( اِ ) ج ِ جزوه، یعنی دفتر. رساله.
=جزوه
( اسم ) جمع جزوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسلما مؤ لفان و ناشران اين قبيل جزوات، با يك تير دو نشان مى زنند، هم احساساتمذهبى شيعيان را جريحه دار مى كنند، و هم برادراناهل تسنن ما را نسبت به مكتب تشيع و پيروان آن بدبين مى سازند.
💡 در سال ۲۰۱۰، مطبوعات انجمن بیش از ۱۰۰ کتاب درسی علمی، مجله با داوری همتا، کتابچه راهنمای تمرین، آثار مرجع، جزوات، ویدئوها و بروشورها را در ایالات متحده و خارج از ایالات متحده منتشر کرد.
💡 تا سال ۱۹۹۹، حدود ۵ تا ۱۰ درصد صاحبان مشاغل در اسرائیل، روسیزبانان بودهاند. وزارت حمل و نقل اسرائیل نیز جزوات و کتابچههای راهنمایی به زبان روسی منتشر میکرد. همچنین به احتمال زیاد میتوان در بیمارستانها پزشکان روسیزبان پیدا کرد.
💡 جعفر کاظمی، لیتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر، روز ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در میدان هفت تیر دستگیر و به سلول انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ منتقل و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
💡 گلدمن نویسندهای پرکار بود و تعداد پرشماری از جزوات و رسائل را دربارهٔ طیف متنوعی از موضوعات نوشت. وی شش کتاب تألیف کرده بود، که شامل زندگینامهٔ خودش، زندگیم را میکنم و زندگینامهٔ همکار آنارشیستش، ولتارین د کلیر، هم میشود.