لغت نامه دهخدا
جراع. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَرعَة، به معنی زمینی که ستبری هایی همانند ریگزار دارد. ( از ذیل اقرب الموارد ).
جراع. [ ] ( اِخ ) نام جایی به نابلس. رجوع به جراعی شود.
جراع. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَرعَة، به معنی زمینی که ستبری هایی همانند ریگزار دارد. ( از ذیل اقرب الموارد ).
جراع. [ ] ( اِخ ) نام جایی به نابلس. رجوع به جراعی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک ساغر ماه نو پیش دارد که از جام همت جراعی بریزد