لغت نامه دهخدا
جای نشین. [ ن ِ] ( نف مرکب ) جانشین. ( آنندراج ). قایم مقام. خلیفه.
جای نشین. [ ن ِ] ( نف مرکب ) جانشین. ( آنندراج ). قایم مقام. خلیفه.
جانشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل چون مطیع گشت چراغ نظر شود فرزند نیک جای نشین پدر شود
💡 زاجماع چه گویی به علی بازگرای مه جای نشین مهر باشد نه نجوم
💡 گنبد دخمه بر سرش، جای نشین تاج زر خاک سیه بفرق وی، نایب سایه هما