جای دیگر
مترادفها
جای دیگر، جایی دیگر
متضادها
همینجا
لغت نامه دهخدا
جای دیگر. [ ی ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سوراخ مقعد. ( بهارعجم ) ( آنندراج ). مقعده. ( ناظم الاطباء ):
پیش همه کس سر توقع خاری
آنروز که جای دیگرت میخارد.شفائی ( ازبهار عجم ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سوراخ مقعد
جمله سازی با جای دیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قوله: فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ همانست که جای دیگر گفت: إِنْ تَکُونُوا صالِحِینَ فَإِنَّهُ کانَ لِلْأَوَّابِینَ غَفُوراً.
💡 در سرانجام جهان از بیدماغیهای من میتوان دانست دل بر جای دیگر بستهام
💡 قوله: کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ همانست که جای دیگر فرمود ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ.
💡 یکی از فرضیه های اساسی لرنر، این است که قابلیت انسان در مسئله خودرا به جای دیگری قرار دادن(به لحاظ روانی)، متعلق به افرادی در جوامع صنعتی است که مشارکت انسان ها درآن به صورت برجسته وجود دارد واین موضوع در جوامع غیر صنعتی کم تر این اتفاق می افتد.
💡 جای دیگر گفت: أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ. نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ.
💡 از آنجایی که بیمارستان سیار بایستی بسیاری از تجهیزات پزشکی و فضاهای درمانی را شامل بوده و بتواند آن فضاها و تجهیزات را به سادگی به جای دیگر منتقل کند احتیاج به پلت فرمهای خاصی دارد.
💡 اگر در این رستوران نمیتوانیم میز خالی پیدا کنیم، بهتر است به جای دیگر برویم تا وقتمان با انتظار بیهوده تلف نشود.
💡 او تصمیم گرفت که تمام وسایل خود را جمع کند و به جای دیگر در کشوری متفاوت برای شروع زندگی جدید مهاجرت کند.
💡 این موضوع در اینجا قابل حل نیست و باید برای بررسی دقیقتر و رسیدگی به آن، به جای دیگر و متخصص دیگری مراجعه کرد.