جانفرسای

لغت نامه دهخدا

جانفرسای. [ ف َ ] ( نف مرکب ) یعنی آنچه نقصان کننده عمر بود. ( شرفنامه منیری ). فرساینده جانها. آزاررساننده. موذی. ( ناظم الاطباء ):
بارها نوعروس جانفرسای
دست در دامنش زدی که درای.سعدی.|| نفرت انگیزنده. || موجع. دردناک. ( ناظم الاطباء ).و رجوع به جانفرسا و جان فرسودن شود.

جمله سازی با جانفرسای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت ‌کیوان خویش را خواندم بر از دربان شاه نحس اکبرگشت زانرو وصف جانفرسای من

💡 ای خوشا غمهای جانفرسای عشق ای خوشا فریاد واویلای عشق

💡 تا در این تگنای جانفرسای کم نهد کس ز نرخ بیرون پای

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز