لغت نامه دهخدا
جادوئی ساز. ( نف مرکب ) ساحر. جادوگر. کسی که جادو کند:
نپوشد بر تو آن افسانه را راز
که در راهی زنی شد جادوئی ساز.نظامی.
جادوئی ساز. ( نف مرکب ) ساحر. جادوگر. کسی که جادو کند:
نپوشد بر تو آن افسانه را راز
که در راهی زنی شد جادوئی ساز.نظامی.
جادوگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نپوشد بر تو آن افسانه را راز که در راهی زنی شد جادوئی ساز