لغت نامه دهخدا
تیره دست. [رَ / رِ دَ ] ( ص مرکب و اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. ( برهان ). دنیا. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از دنیا و عالم جسمانی بود. ( انجمن آرا ).
تیره دست. [رَ / رِ دَ ] ( ص مرکب و اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم است. ( برهان ). دنیا. ( فرهنگ رشیدی ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از دنیا و عالم جسمانی بود. ( انجمن آرا ).
( صفت ) ۱ - آنکه اعمال بد ازو سرزند. ۲ - دنیا عالم.
کنایه از دنیا و عالم است دنیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزگارم تار و روزم تیره دست از من بدار تابگریم ساعتی بر روزگار و روز خویش