توتیای قلم
مترادفها
مهارت قلم، ظرافت نوشتار
لغت نامه دهخدا
توتیای قلم. [ ی ِ ق َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) توتیای قلمی. قسمی از توتیا. ( آنندراج ). توتیای انابیبی و مزاربی. ( از تحفه حکیم مؤمن ):
کلکش زده دم ز نکته های قلمی
زد بر قد خط، راست قبای قلمی
هرگز نشود سپید زیرا که کشد
در چشم دوات توتیای قلمی.محمدعلی ماهر ( از آنندراج ).آید چو توتیای قلم یک قلم مرا
از سوز دل عیان بنظر استخوان و مغز.باقیای کاشی ( ایضاً ).رجوع به توتیا شود.
فرهنگ فارسی
توتیای قلمی ٠ قسمی از توتیا
جمله سازی با توتیای قلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشته است توتیای قلم استخوان من تا سرمه ام به دیده بینا رسیده است
💡 گردید توتیای قلم استخوان، هنوز سنگ ملامت از پی ما اوفتاده است
💡 گشته است توتیای قلم استخوان ما تا سرمه ای به چشم بصیرت کشیده ایم
💡 گشته است توتیای قلم استخوان ما از بس که بار منت احسان کشیده ایم
💡 گردید توتیای قلم استخوان من از بس مرا فراق تو بر یکدگر شکست