لغت نامه دهخدا
توبل. [ ب َ ] ( اِ ) جزء پیشین از پیشانی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تویل شود.
توبل. [ ت َ ب َ ] ( ع اِ )دیگ افزار. ج، توابل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
توبل. [ ب َ ] ( اِ ) جزء پیشین از پیشانی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تویل شود.
توبل. [ ت َ ب َ ] ( ع اِ )دیگ افزار. ج، توابل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
💡 توبلی (به عربی: توبلی) یک منطقهٔ مسکونی در بحرین است که در استان وسطی (بحرین) واقع شدهاست. اکثریت جمعیت توبلی به زبان فارسی به عنوان زبان اول صحبت می کنند.
💡 خلیج توبلی به وسیله یک پهنه آبی دیگر به نام خور قُلَیعه به خلیج فارس میپیوندد.
💡 کرانههای خلیج توبلی دارای بیشهزارهای حرا است و ماهیان و پرندگان زیادی در آن زندگی میکنند. این خلیج محل مهمی برای تخمگذاری میگوها است. چشمههای آب شیرین منطقه پس از گذر از کشتزارها به توبلی میریزند و باعث ایجاد جنگل حرا میشوند.
💡 این پهنه آبی درست در جنوب شبهجزیره منامه قرار گرفتهاست. در خلیج توبلی جزیرهای به نام جزیره نَبیه صالح جای گرفته است.
💡 خلیج توبلی (عربی: خليج توبلي) خلیج کوچکی است در قسمت شرقی بحرین. این خلیج میان جزیره اصلی بحرین و جزیره سِتره واقع شدهاست.