لغت نامه دهخدا
تنطور. [ ت َ ] ( از فرانسوی، اِ ) تنتور. رجوع به تنتور در همین لغت نامه و کتاب کارآموزی داروسازی صص 248-250 و درمان شناسی ج 1 شود.
تنطور. [ ت َ ] ( از فرانسوی، اِ ) تنتور. رجوع به تنتور در همین لغت نامه و کتاب کارآموزی داروسازی صص 248-250 و درمان شناسی ج 1 شود.
تنتور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گیاه به مقدار کم قابض است و به مقدار زیاد بعد از هشت تا ده ساعت اثر ملین دارد. از این گیاه در صورت وجود بیماریهای مثانه، سنگ یا شن در مجاری ادرار به هیچ وجه نباید استفاده کرد. این گیاه برای کودکان نیز مضر است. عصاره یا تنطور ریوند را میتوان از داروخانهها تهیه کرد. در ترکیب بسیاری از جوشاندهها و پودرهای هضم کننده غذا از این گیاه استفاده می شود.