تنزل کردن

مترادف‌ها

پایین آمدن، فرو افتادن، سقوط کردن

متضادها

صعود کردن، بالا رفتن، ارتقا یافتن

لغت نامه دهخدا

تنزل کردن. [ ت َ ن َزْ زُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پس رفتن. واپس رفتن. مقابل ترقی کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تنزل و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

( صحدر ) فرود آمدن پایین آمدن.

جمله سازی با تنزل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟ درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم

💡 در طی سقوط ناگهانی ارزش پول ملی، شاهد تنزل کردن ارزش خرید مردم نسبت به کالاهای وارداتی و افزایش شدید نرخ تورم بودیم.

💡 با آغاز فصل زمستان، شاهد تنزل کردن دمای هوا در مناطق کوهستانی و بارش برف سنگین در تمام نواحی شمالی کشور هستیم.

💡 با تغییر شرایط آب و هوایی در کره زمین، شاهد تنزل کردن سطح یخچال‌های طبیعی و آسیب دیدن شدید اکوسیستم‌های حساس محیط زیست هستیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران