لغت نامه دهخدا
توانا کردن. [ ت ُ / ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تعزیز. تطویع. ( منتهی الارب ). و رجوع به توانا شود.
توانا کردن. [ ت ُ / ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تعزیز. تطویع. ( منتهی الارب ). و رجوع به توانا شود.
تایید ٠ تعزیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صداسازیهای تکلم شده به سرعت از ورودیهای حسکنندگی به آموزشهای موتور (محرک) مورد نیاز برای تقلید صوتی (در حافظه صوتشناسی) تبدیل میشوند. این بهطور مستقل از ادراک گفتار رخ میدهد. این نقشه یا تبدیل نقشی کلیدی در توانا کردن کودکان برای توسعه دادن فرهنگ لغت خود و بنابراین توانایی زبان انسان برای انتقال روی نسلها ایفا میکند.