لغت نامه دهخدا
تمثیلات. [ ت َ ] ( ع اِ ) مثالها و کنایات و استعارات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ تمثیل. رجوع به تمثیل شود.
تمثیلات. [ ت َ ] ( ع اِ ) مثالها و کنایات و استعارات. ( ناظم الاطباء ). ج ِ تمثیل. رجوع به تمثیل شود.
( مصدر اسم ) جمع تمثیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این داستان، بهصورت یک داستان کوتاه با نام «یوسف شاه» در کتاب دیگر آخوندزاده با نام تمثیلات نیز آمد و ایدۀ اولیۀ سریال افسانۀ سلطان و شبان که در دهۀ ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش شد از این داستان گرفته شدهاست.
💡 موحدی مشغول گردآوری تمثیلات انجیل و نیز قصهای درباره جنگ بود که درگذشت. علاوه بر آن وی یک رمان پلیسی نیمهتمام در دست نگارش و تعدادی داستان کوتاه داشت که به سرانجامی نرسید.
💡 به لحاظ زبانشناختی، ترجمهٔ متنی از زبانی به زبان دیگر با مشکلات متعددی روبروست که از جمله میتوان به تمثیلات، چند پهلو بودن، ذووجوه بودن معانی و… اشاره کرد. این مشکل به ویژه در متون دینی اهمیت مییابد. زبانشناسی چون ایزوتسو تلاش کردهاست تا با تشکیل شبکههای معنایی، منظور قرآن از واژههایی چند را بیان کند.
💡 شناسی را به عنوان یکی از پیشگامان ادبی ترکیه میشناسند زیرا هم نخستین مجموعه تمثیلات و اصطلاحات ترکی را گردآوری کرد و هم نخستین نمایشنامه را به زبان ترکی عثمانی نوشت. او پیش از فوت بر روی یک فرهنگ لغات ترکی عثمانی کار میکرد که موفق به اتمام آن نشد.
💡 اگر به جای توابع، رابطهها را اصول موضوعهسازی کنیم، نظریه ی تمثیلات بدست میآید.