تع

لغت نامه دهخدا

تع. [ ت َ ] ( علامت اختصاری ) بجای تعالی نویسند. ( ناظم الاطباء ). رمز است از تعالی. و رجوع به همین کلمه شود.
تع. [ ت َع ع ] ( ع مص ) درماندن در سخن. || درشکوخیدن ستور در ریگ. || سست شدن و فروهشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سست شدن. ( از اقرب الموارد ). || قی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

درماندن در سخن

جمله سازی با تع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ربط‌ کلام خلق نشد کوک اتفاق تاری‌ که داشت ساز تعین ‌گسسته بود

💡 آبم ز خجالت چه غرور و چه تعین بیدل مطلب جز عرق از شخص حیا هیچ

💡 اصل از حیا فروغ تعین نمی‌خرد گل‌ گو ببال ریشه همان با زمین خوش است

💡 جستن از دام گرهگیر تعین سهل نیست خرده جان بهر آتش رو نما دارد سپند

💡 مگر به خاک رسانم سر بنای تعین که غیر آبلهٔ پا چو اشک پایه ندارم

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز