تصویب شدن

مترادف‌ها

تایید شدن، پذیرفته شدن

متضادها

رد شدن، مخالفت شدن

لغت نامه دهخدا

تصویب شدن. [ ت َص ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تصویب گردیدن. روایی یافتن. مورد قبول اکثریت مراجع قانون گذاری واقع شدن امری به منع یا ایجاب.

فرهنگ فارسی

تصویب گردانیدن

جمله سازی با تصویب شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همچنین سباستین پینیه‌را، رئیس‌جمهور دست‌راستی شیلی، از پارلمان این کشور خواست تا به قانون ضد جرایم از سر تنفری که هفت سال منتظر تصویب شدن بود رأی موافق دهد. پارلمان شیلی در ماه مارس سرانجام این قانون را تصویب کرد.

💡 از سال ۱۸۸۷، تلاش‌های مختلفی شد تا لایحه‌هایی که امکان رأی دادن به زنان را فراهم می‌کرد تصویب شود. این تلاش‌ها، اولین بار توسط جولیوس وگل، هشتمین نخست‌وزیر نیوزیلند انجام گرفت. هر لایحه به تصویب شدن نزدیک می‌شد، چندین لایحه انتخاباتی که به زنان بالغ حق رای دادن می‌داد، در مجلس نمایندگان مطرح می‌شد، اما در شورای عالی قانونگذاری شکست می‌خورد.

💡 دولت کلینتون هرگز پیمان را به منظور تصویب شدن به سنا نفرستاد.

💡 اولین مؤسسه استاندارد ایران با تصویب شدن قانون اوزان و مقیاس‌ها در سال ۱۳۰۴ خورشیدی، شکل گرفت. در سال ۱۳۳۲ برای مشخص کردن ویژگی‌ها و نظارت بر کیفیت کالاهایی که صادر و وارد می‌شدند؛ ایجاد یک مؤسسه رسمی مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۳۳۹ با تصویب شدن قانون تأسیس مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی، مؤسسه کار خود را آغاز کرد.

💡 تصمیم نهایی برای تصویب شدن این پروژه پس از طی کردن مراحل اداری پیچیده و بررسی بودجه‌های لازم توسط هیئت مدیره شرکت اتخاذ خواهد شد.

💡 روند طولانی برای تصویب شدن قانون جدید مالیاتی باعث نارضایتی بسیاری از فعالان اقتصادی و بازرگانان شد که منتظر شفافیت در قوانین بودند.

💡 هدف اصلی از برگزاری این جلسه فوق‌العاده، رسیدگی به درخواست‌های معوقه و تصویب شدن بودجه‌های آموزشی برای سال تحصیلی جدید در دانشگاه بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران