لغت نامه دهخدا
تصحب. [ ت َ ص َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) شرم داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): هو یتصحب من مجالستنا؛ ای یستحیی. ( اقرب الموارد ). و رجوع به ماده بعد شود.
تصحب. [ ت َ ص َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) شرم داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): هو یتصحب من مجالستنا؛ ای یستحیی. ( اقرب الموارد ). و رجوع به ماده بعد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((لا تصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم.))(274)