تشت دار

لغت نامه دهخدا

تشتدار. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آفتابه چی. ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ). و او را آبدستان دار نیز گویند. ( فرهنگ جهانگیری ). آفتابچی را گویند یعنی شخصی که طشت و آفتابه را نگاه دارد و پاکیزه سازد. ( برهان )( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). پیشخدمت و آفتابه چی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). آن کسی که آبدست پیش و پس از خوان می آورده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
مصطفی استاده خوان سالار و رضوان تشت دار
هدیه دندان مزد خاص و عام یکسان آمده.خاقانی.شاید که تشت دار سرایش شودخضر
زیرا که تشتخانه او چرخ اخضر است.شرف شفروه ( از انجمن آرا ).و رجوع به طشتدار شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شخصی که تشت و آفتابه را نگاهدارد و پاکیزه سازد آفتابه چی.

جمله سازی با تشت دار

💡 ز آبداری سوسن چو طرف زر بر بست به تشت داری گل رفت بعد از آن نرگس

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
تویوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز