لغت نامه دهخدا
ترک سوار. [ ت ُ س َ ] ( ص مرکب ) فارس و اسب سوار. ( ناظم الاطباء ).
ترک سوار. [ ت ُ س َ ] ( ص مرکب ) فارس و اسب سوار. ( ناظم الاطباء ).
فارس و اسب سوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون ای فدایش جان که بر عزم شکار آمد برون
💡 همی کرد تا چشم بیننده، کار درآن دشت می دید ترک سوار