لغت نامه دهخدا
تدوار. [ ت َدْ ] ( ع مص ) دور گردانیدن:
و عرف الخزامی و عرف الندامی
و تدوار خمرو انوار جمر.؟ ( از سندبادنامه ص 22 ).
تدوار. [ ت َدْ ] ( ع مص ) دور گردانیدن:
و عرف الخزامی و عرف الندامی
و تدوار خمرو انوار جمر.؟ ( از سندبادنامه ص 22 ).
دور گردانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تدوار سر سپهر بی مغز تا گرز تو سایه بر وی افگند
💡 و عرف الخزامی و عرف الندامی و تدوار خمر و انوار جمر