تخییلات

لغت نامه دهخدا

تخییلات. [ ت َخ ْ ] ( ع اِ ) ج ِ تخییل: از این تخییلات و توهمات بر خاطرش میگذشت. ( سندبادنامه ص 240 ). رجوع به تخییل شود.

جمله سازی با تخییلات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلیل فلسفی نامد بکار اثبات واجب را که ذاتش برتر است از وهم و تخییلات امکانی

💡 لیک چون من لمن یذق لم یدر بود عقل و تخییلات او حیرت فزود

💡 پس سیه‌کاری بود رفتن ز جان بهر تخییلات جان سوی دخان

💡 ولی بی‌عون ربانی مرو در ره، که این غولان بگردانند از راهت به تخییلات نفسانی