لغت نامه دهخدا
تخشی. [ ت َ خ َش ْ شی ] ( ع مص ) ترسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
تخشی. [ ت َ خ َش ْ شی ] ( ع مص ) ترسیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر تخشی دارد از نخجیر ما هر کس که هست گرچه ما را چون کمان در خانه جز خمیازه نیست
💡 تیر تخشی هست هر کس را ازان ابرو کمان قسمت ما چون کمان از دور جز خمیازه نیست
💡 گر اشارت نیست، با چین جبین هم قانعیم تیر تخشی زان کمان ابروان ما را بس است