لغت نامه دهخدا
تتق باف. [ ت ُ ت ُ ] ( نف مرکب ) تتق بافنده. که پرده بافد:
خرد کاری بین که در مشرق تتق بافان شب
دق مصری را نورد ذیل اکسون کرده اند.مجیر بیلقانی.رجوع به تتق و دیگر ترکیبهای آن شود.
تتق باف. [ ت ُ ت ُ ] ( نف مرکب ) تتق بافنده. که پرده بافد:
خرد کاری بین که در مشرق تتق بافان شب
دق مصری را نورد ذیل اکسون کرده اند.مجیر بیلقانی.رجوع به تتق و دیگر ترکیبهای آن شود.
تتق بافنده که پرده بافد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرده کاری بین که در مشرق تتق بافان شب دق مصری را نورد ذیل اکسون کرده اند