تبا

لغت نامه دهخدا

تبا. [ ت ِ ] ( اِخ ) تب، از بلاد قدیم یونان. رجوع به تب شود.

فرهنگ فارسی

لغتی در وبا است که واو به تا بدل شده است.

جمله سازی با تبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فریادش اگر رسی کنون رس کش حال ز حد برون تبا هست

💡 وز بهر علاج روح بیمار خلق تو مفرح و تبا شیر

💡 هنوز آن صبح بود اندر تبا شیر که شیرش واگرفت این دایهٔ پیر

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز