تایج

لغت نامه دهخدا

تایج. [ ی ِ ] ( ع ص ) تائج. تاجدار: امام تایج؛ امام تاجدار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تائج شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تاجدار تاجور.

جمله سازی با تایج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از لحاظ تاریخی، در بعضی مناطق جهان از جمله تایجی در ژاپن و جزایر فارو دلفین‌ها به منظور خوراک شکار شده و می‌شوند. رسم شکار دلفین‌های پهلوسفید اطلس سده هاست که در جزایر فارو جریان دارد.

💡 قبل از تهاجم به چوسان هونگ تایجی، آباتای، جرگلانگ و آجیگه را برای ایمن سازی مسیرهای ساحلی به کره فرستاد تا مینگ که متحد اصلی چوسان بود نتواند نیروهای کمکی بفرستد.

💡 این مکان زیستگاه افرادی چون تایجان آخوند محمدی قره‌جه و نیازمحمد آخوند حنفی بوده‌است که مؤسس دو حوزه علمیه عرفانی در این محل بوده‌اند.

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز