لغت نامه دهخدا
تاجرزاده. [ ج ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پسر تاجر. فرزند بازرگانان.
تاجرزاده. [ ج ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) پسر تاجر. فرزند بازرگانان.
( صفت ) بازرگان زاده فرزند تاجر. جمع تاجر زادگان.
💡 258- تاجر زاده اى كه در رفاه كامل بود، ولى به عشق اسلام، همه را رها كرد وبرخلاف فشار والدين، به سراغ اسلام آمد. پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله ) همينكه قيافه آن اشراف زاده را با لباسهاى كهنه ديد، فرمود: به كسى كه خدا قلب او رانورانى كرده است، نظر كنيد. (سفينة البحار ((صعب ))