کوسه بر نشسته

لغت نامه دهخدا

کوسه برنشسته. [ س َ / س ِ ب َ ن ِ ش َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) کوسه برنشین. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مدخل بعد شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جشنی بود که ایرانیان در اول ماه آذر بر پا میکردند بدین وجه که مردی کوسه و یک چشم و بد قیافه و مضحک را بر خری سوار میکردند و دارویی گرم بر بدن او طلا مینمودند و آن مرد مضحک باد زنی در دست داشت و پیوسته خود را باد میزد و از گرما شکایت میکرد و مردم برف و یخ باو میزدند. چند تن از غلامان شاه نیز همراه او بودند و از هر دکانی یک درهم سیم میگرفتند و اگر کسی از دادن وجه اهمال و تعلل میکرد کوسه از گل سیاه و مرکب که همراه داشت بر جام. آن کس می پاشید و از هنگام صباح تا هنگام نماز ظهر هر چه جمع میشد تعلق بپادشاه داشت و از آن پس تا هنگام نماز عصر هر چه گرد میامد بکوسه و گرو که با او همراه بودند. اگر کوسه بعد از هنگام نماز عصر بنظر بازاریان در میامد او را آن قدر که میتوانستند میزدند. این روز را بعربی رکوب کوسج میخواندند.

جمله سازی با کوسه بر نشسته

💡 تنها شدن ازین هم تن‌ها چه غم چو هست با روح او چو حور نشسته خصال او

💡 90 شكايت از ياران  ابان از سليم نقل مى كند كه گفت: در اطراف اميرالمؤ منين (ع ) نشسته بودم و گروهى ازاصحاب نزد آن حضرت بودند. يك نفر عرض كرد: يا اميرالمؤ منين، چه خوب است مردم رابراى رفتن به جنگ ترغيب فرمايى.

💡 ملت غيور ايران به پا خاسته تا كشور را از پرتگاه نيستى نجات دهد و دست غارتگرانرا كوتاه كند و طرح هاى خائنانه را بر هم زند. ملتى كه در عزاى عزيزان خويش بهسوك نشسته و تمام جنايات را از شاه مى داند، طرح سازش با شاه را چگونه مىپذيرد؟(865)

💡 230 مرثيه سرايى على (ع ) كنار قبر زهرا(س )  اميرمؤ منان على (ع ) پس از به خاك سپردن زهرا(س ) مقدارى آب روى قبر ريختند و كنارقبر نشسته و آرام، آرام گريه كردند.

💡 مردى به نزد مالك دينار رفت و او را نشسته ديد و سگى خوابيده و سر بر زانوانشنهاده. خواست سگ را براند. مالك گفت: او را بهحال خود بگذار! كه نه تو را زيان دارد و نه آسيب رساند و از همنشين بد نيز بهترست.

💡 در آفتابروی قناعت نشسته ام از سایبان منت بال هما ترم

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز