بینندگان

لغت نامه دهخدا

بینندگان. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ بیننده. بینایان. نگاه کنندگان.و ناظران. || چشم ها. دیدگان:
به بینندگان آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را.فردوسی.همه رهروان پیش بینندگان
کنند آفرین بر نشینندگان.نظامی.

فرهنگ فارسی

جمع بیننده ٠ بینا٠ نگاه کننده و ناظر ٠ چشم ها ٠ دیدگان ٠

جمله سازی با بینندگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگرچه آبرامز دربرابر گفتن جزئیات فیلم سکوت کرد اما نسبت به اینکه بینندگان از فیلم راضی باشند ابراز امیدواری کرد. این فیلم در ۱۲ آوریل در طول مراسم جشن جنگ ستارگان شیکاگو در ایالت ایلینوی یک غرفه اختصاصی داشت. جایی که تصاویر تازه، عنوان فیلم و اولین تریلر منتشر شد.

💡 ایمنی از چشم بد زان کز صفا بینندگان جز که شکل خود نمی‌بینند در رخسار تو

💡 فرد رقصنده معمولاً با پوشیدن لباس‌های مخصوص و نیمه‌برهنه همانند شورت بندی جی در مقابل بینندگان اقدام به درآوردن لباس‌های خود می‌کند.

💡 چه ظلمت است که بینندگان نمی دانند که شبچراغ ستانند یا شبه گیرند

💡 یک مشکل دیگر، «ترول اخمویِ پیر» است که زیر پل زندگی می‌کند و هر بار، برای اینکه به «دورا» و «بوتش» اجازهٔ عبور بدهد، برایشان یک چیستان مطرح می‌کند که بینندگان هم باید به «دورا» در حل آن کمک کنند.

💡 در تاریخ ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸، آبراهام ک. بیگز، جوان ۱۹ ساله، هنگام پخش ویدیویی برای گروهی از بینندگان در کانال جاستین تی‌وی خود، با مصرف مقادیر زیادی از مواد مخدر خودکشی کرد. او همچنین با اختلال دوقطبی دست و پنجه نرم می‌کرد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز