بینباشتن

لغت نامه دهخدا

بینباشتن. [ بَم ْ ت َ ] ( مص ) انباشتن. انباردن. رجوع به انباشتن شود.

جمله سازی با بینباشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بجُستن همه دشت و بگذاشتن چو یابیم چاهی بینباشتن

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز