لغت نامه دهخدا
بین یدی. [ ب َ ن َ ی َ دَ ] ( ع ق مرکب ) میان دو دست. در پیشگاه. جلو. پیش. برابر.
- بین یدی َّ؛ میان دو دست من. در پیشگاه من. پیش من.
- بین یدیها؛ پیش آن. ( ترجمان القرآن جرجانی ).
بین یدی. [ ب َ ن َ ی َ دَ ] ( ع ق مرکب ) میان دو دست. در پیشگاه. جلو. پیش. برابر.
- بین یدی َّ؛ میان دو دست من. در پیشگاه من. پیش من.
- بین یدیها؛ پیش آن. ( ترجمان القرآن جرجانی ).
میان دو دست ٠ در پیشگاه ٠ جلو ٠ پیش ٠
💡 وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ ای مقامه بین یدی ربّه یوم القیامة.
💡 و کذلک قوله: وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ المراد به النبی (ص) و المؤمنون یعنی نحن الصّافّون للَّه فی الصلاة و نحن المسبّحون الممجّدون المنزّهون اللَّه عن السوء. و قیل: ما منّا یوم القیمة الّا من له مقام معلوم بین یدی اللَّه عز و جل.
💡 روی انّه انشد بین یدی رسول اللَّه (ص) قول امیّة بن ابی الصّلت: