لغت نامه دهخدا
بیشگی. [ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بیشه. ( یادداشت مؤلف ): و گوشت مرغ آبی و بیشگی فضول بسیار دارد. ( الابنیة عن حقایق الادویة ). رجوع به بیشه شود.
بیشگی. [ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بیشه. ( یادداشت مؤلف ): و گوشت مرغ آبی و بیشگی فضول بسیار دارد. ( الابنیة عن حقایق الادویة ). رجوع به بیشه شود.
منسوب به بیشه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیرم، گه مصاف عدم،لیک ناله سان یک نی تواندم کند، از ضعف بیشگی