بیسن
مترادفها
لگن، کاسه، ظرف
لغت نامه دهخدا
بیسن. [ س َ ]( اِ ) زهر قاتل و کشنده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دانشنامه عمومی
بیسن ( به لوکزامبورگی: Biissen ) یک شهرداری در استان مرش کشور لوکزامبورگ است که ۲۰٫۷۵ کیلومترمربع مساحت دارد و جمعیت آن در سال ۲۰۰۹ میلادی ۲۷۹۶ نفر بوده است.
جمله سازی با بیسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به نامی که برای این دسته از برجهای خنککننده در نظر گرفتهاند، گردش آب و سیکل تبرید در مدار بستهای انجام میشود، بهطوریکه یکسری کوئل در میانه برج خنککننده نصب شدهاست و آب بدون تماس مستقیم با هوا در گردش است و تبادل حرارتی انجام میشود و خنکسازی انجام میشود. حتی در این دسته از برجهای خنککننده مقداری آب که در قسمت پایین برج که بیسن نام دارد توسط یک پمپ و شبکه نازلهای آبپاش بروی این کوئلها ریخته میشود و راندمان دستگاه را افزایش داده و به امر خنکسازی کمک بسزایی میکند.
💡 جمعبندی و چارچوب بندی این اثر فیزیکی توسط فیزیکدان جورج پلاکزیک چکوسلوواک بیسن سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴ توسعه و کامل نمود. در حال حاضر به عنوان منبع از لیزر استفاده میشود.