بیزی

لغت نامه دهخدا

بیزی. ( اِخ ) ابن گودرز. بیزن. بیژن. ( ایران باستان ج 3 ص 2577 ). رجوع به بیژن شود.

فرهنگ فارسی

ابن گودرز بیزن بیژن ٠

جمله سازی با بیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرمایه دهر، خاک بیزی ست،که هست در مزرع حسرت اشک ریزی ست، که هست

💡 را نیز اضافه کرده باشیم. معادل بیزی این مدل این است که توزیع پیشین توزیع لاپلاس را برای پارامترهای مدل خطی استفاده کرده باشیم.

💡 خاک بیزی کن که من هم خاک بیزی کرده‌ام تا ز خاک این مایه گنج شایگان آورده‌ام

💡 چند سائی زر بر این پیروزه طاق ای آفتاب چند بیزی سیم بر نیلی رواق ای آفتاب

💡 حال به دنبال تعادل بیزی کامل هستیم. تمایز بین تعادل جداکننده و تعادل در هم راحت است.

💡 مژگان تو خونم را چون آب همی ریزد تو بر سر من محنت چون خاک همی بیزی

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز