لغت نامه دهخدا
بیدق سیم. [ ب َ دَ ق ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از کواکب و ستاره باشد. ( برهان ). ستاره. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
بیدق سیم. [ ب َ دَ ق ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از کواکب و ستاره باشد. ( برهان ). ستاره. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
کنایه از کواکب و ستاره باشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشعبد فلک از زیر حقه پیدا کرد هزار بیدق سیمین به دست سحرنما