بی چرا

لغت نامه دهخدا

بی چرا. [ چ ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی چون و چرا. غیرقابل اعتراض. مسلم:
بسبق خدمت و فرمان پذیری بی چرا و چون
ملک را در وزارت چون نبی را یار در غارم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

بی چون و چرا ٠ غیر قابل اعتراض ٠ مسلم ٠

جمله سازی با بی چرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دل که غوطه خورد در قعر بحر نابود ازچونی چرائی بیچون و بی چرا شد

💡 بهار گشت پدیدار و دل تقاضا کرد کمال قدرت بیچون و بی چرا دیدن

💡 لیک گنجی که قسم عشاق است عشق بی چون و بی چرا بخشد

💡 گر آن نامهربانم مهربان بی چرا از دیدگانم خون روان بی

💡 از مه چراغ کرد وز گردون چراغ پای واندر چراغ روغن بی چون و بی چرا

💡 جانهای بیدلان زده آتش بهر دو کون از شوق روی دلبر بی چون بی چرا

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز