بی هیبتی
مترادفها
بیوقار، بیشکوه، بیابهت، بیجلال
متضادها
با هیبت، با وقار، با ابهت
لغت نامه دهخدا
بی هیبتی. [ هََ / هَِ ب َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی هیبت. ملایمت و نرمی. بی صلابتی. مقابل مهابت:
چه بی هیبتی دیدی از شاه روم
که پولاد را نرم دانی چوموم.نظامی.رجوع به هیبت شود.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی بی هیبت. ملایمت و نرمی. بی صلابتی مقابل مهابت.
جمله سازی با بی هیبتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه بی هیبتی دیدی از شاه روم که پولاد را نرم دانی چو موم
💡 آن فرد با ظاهری بی هیبتی و رفتاری بیقاعده در میان جمع ایستاده بود که توجه بسیاری از افراد را به دلیل عدم رعایت آداب جلب میکرد.
💡 برخی از مدیران با تصمیمگیریهای نسنجیده و مدیریت ضعیف، باعث ایجاد فضایی بی هیبتی در سازمان شدند که اعتبار شرکت را به شدت زیر سوال برد.
💡 پوشیدن لباسهای نامناسب و نامرتب در محیطهای رسمی، میتواند باعث شود که فرد با تصویری بی هیبتی در ذهن دیگران و همکاران خود ثبت شود.