لغت نامه دهخدا
بی هیبتی. [ هََ / هَِ ب َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی هیبت. ملایمت و نرمی. بی صلابتی. مقابل مهابت:
چه بی هیبتی دیدی از شاه روم
که پولاد را نرم دانی چوموم.نظامی.رجوع به هیبت شود.
بی هیبتی. [ هََ / هَِ ب َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی هیبت. ملایمت و نرمی. بی صلابتی. مقابل مهابت:
چه بی هیبتی دیدی از شاه روم
که پولاد را نرم دانی چوموم.نظامی.رجوع به هیبت شود.
حالت و چگونگی بی هیبت. ملایمت و نرمی. بی صلابتی مقابل مهابت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه بی هیبتی دیدی از شاه روم که پولاد را نرم دانی چو موم