بی محلی

لغت نامه دهخدا

بی محلی. [ م َ ح َل ْ لی / م َ ح َ ] ( حامص مرکب ) بی اعتنائی و ناپذیرایی. ( ناظم الاطباء ).
- بی محلی کردن؛ بی اعتنایی کردن. اعتنا نکردن بقصد تحقیر به کسی. ( یادداشت مؤلف ).
|| بی اعتباری:
گیرم دنیا ز بی محلی دنیا
بر گُرُهی خربط و خسیس بهشتی.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

بی اعتنائی و ناپذیرایی. بی اعتباری.

جمله سازی با بی محلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرچند، بین ریک و کریس اتفاقاتی می‌افتد که رابطه بین آنها را به چالش می‌کشد و هارپر و چارلی متوجه می‌شوند که برای ادامه رابطه بین رئیس‌های خودشان باید تلاش بیشتری به خرج بدهند. آنها با جور کردن برنامه‌های ساختگی قرار ملاقات بین این دو، ارسال یادداشت و دادن هدایای ساختگی، وترتیب دادن گذران آخر هفته در مناطق دوردست، سعی می‌کنند رابطه بین این دو را همچنان در حد خوبی نگه دارند. وقتی سوز، دوست دختر چارلی، به چارلی بی محلی می‌کند، او هارپر را برای شرکت در جشن نامزدی بهترین دوستش، بکا، همراهی می‌کند.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز